مسواک مخصوص من
دندونای خراب وزشت تو صورت جا نداره
مسواک مخصوص خریده بابا جونم برایم
میگه سه بار مسواک بزن برایت هدیه دارم
میکروب های دندونا حالا دیگه بیکارند
به دندونای سالم اصلا کاری ندارند
از سیما شمال نصب

دندونای خراب وزشت تو صورت جا نداره
مسواک مخصوص خریده بابا جونم برایم
میگه سه بار مسواک بزن برایت هدیه دارم
میکروب های دندونا حالا دیگه بیکارند
به دندونای سالم اصلا کاری ندارند
از سیما شمال نصب

ميون دشت و صحرا كنار آب دريا
برايِ دانايي ما هميشه هستي تو با ما
هميشه و هر كجا حروف هستند پا بر جا
رو سر در مغازه ها تو كوچه و خيابونا
هميشه و هر كجا تو قصه ها و شعرا
تو صحبت و تو حرفا تو گفته هايِ مجريا
هميشه و هر كجا حروف هستند پا بر جا
سيما شمال نصب

تو دشت و توي صحرا با نغمه ي بلبل ها
غنچه ها باز مي خندند گل ها ، كنار آنها
پروانه ها مي خندند اطراف و دور آنها
گل ها همه باز ميشند با هوايِ بهاري
چه صحنه ي قشنگي تو اين روز بهاري
سيما شمال نصبَ

برای دوستی ودوام مهر محبت ومرام
باید بلند گوییم سلام تا شنوییم علیک سلام
سلام سلام سلام سلام قبل شروع هر کلام
از سیما شمال نصب

محبت از وجودش رسیده است به قلبم
به پای قصه هایش از کودکی نشستم
خطای خود رو هیچ وقت به پای او نبستم
بعد از خدای دانا مادر را می پرستم
تا آخرین روز عمر به او وابسته هستم
از سیما شمال نصب

حالا تو می نویسی حالا تو با سوادی
اسم خودت رو بلدی مامان وبابا بلدی
فکر می کنی چه عالی باعث افنخاری
کتاب بخوان فراوان در گرمای تابستان
کلاس های خوب برو همیشه بزن جلو
از سیما شمال نصب

با پا و گردن دراز بهش میگن زرافه
سیما شمال نصب

بعد از خوردن شیرنی باز می زنم مسواک
مسواک مخصوص به خود یکی دارم تو خونه
نگاه بکن به دندونام سفید و دونه دونه
قدر چیزای خوب رو دقیق وخوب می دونم
با دندونای سالم یک بچه ی نمونه م
از سیما شمال نصب

وای به حال کسی که مشق ننوسه
نمی دونم از کجا فوری می فهمه
مشق هایتان روی میز میگه به همه
نمی دونم چکار کنم وقتی که مشق ندارم
قول می دهم از فردا مشق هامو باز بیارم
سیما شمال نصب

حيواناتِ تو جنگل قشنگ و رنگارنگند
روي درخت،روي زمين،يا تو آب با هم ميگن مي خندند
تند يا سريع راه مي رند گاهي از هم مي ترسند
جنگل پر از درخته پر از حياتِ وحشه
در وقت هاي بيكاري يا وقت هاي پر كاري
قبل از خواب و بيداري تو يك دنيا حرف داري
مانند يك معلم حرفاي تازه داري
سيما شمال نصب

كه اين قدر درازه آب ها رو بازي داده
چه هيكلِ بزرگي خدا كنه نيفته
نگاه بكن به پاهاش ببين چقدر كلفته
با اون عاج هاي سفيد مثل دو دندان نيش
چقدر قشنگه ببين بهش مي گن بچه فيل
سيما شمال نصب

درست مثلِ يه اسبِ اصيل و خيلي زيباست
سيما شمال نصب

معلم عزيزم اِي نازنينم
دلم مي خواد هميشه مثل تو باشم
براي علم و دانش چون شمع فدا شم
سيما شمال نصب

بوسه به دستاش مي زنم بِهش مي گم دوسش دارم
روزِ معلم كه مي ياد به معلمم گل مي دهم
از طرف يك معلم به دانش آموز:
من يك معلم هستم دائم به فكر درسم
مهربان و دلسوزم مانندِ شمع مي سوزم
مانند خورشيد خانم فردي روشن گر هستم
بچه ها كه خوشحالند از خوشحالي سر مستم
سيما شمال نصب

آن را زدم به كادو بردم دادم به مامان
گفتم روزت مبارك اِي مادرِ عزيزم
دستِ او را بوسيدم گفتم برات مي ميرم
سيما شمال نصب

همه با نامِ الف در شهركِ الفبا
بِ،پِ،ت ، جيم ، چِ، حِ دال،ذال،رِ ، رِ،ژِ،سين
همه هستند به ترتيب قشنگ ، زيبا، اين چنين
شين ، افتاده تو جدول كنارِِ خانه ي سين
صاد،ضاد ، طا،ظا ،عين بعدِش مياد ، حرفِ غِين
حرفِ فِ ، حرفِ قِاف بعدش مياد، كاف و گاف
لام ، نون ، واو ، هِ، يِ خوشحال هستند برايِ
كساني كه مي خوانند حرفِ دروسِ پايه
يعني ، كلاسِ اوٌل حروف،هستند،در جدول
سي و دو حرفِ فارسي ميشينند خوب، تو جدول
از سيما شمال نصب

تا که کوه رو ببینه هوارو خوب بچینه
بارون بیاد آبش بده باد که میاد تابش بده
گنجشک براش بخونه محبت رو بدونه
تا گل بده چه زیبا برای چشمای ما
سیما شمال نصب

تا بروم در آن جا شوخی کنم و خنده
چون بر لبم نشسته هر کسی می پسنده
خنده خیلی شیرینه مانند حبه قنده
هر کسی که خوش باشه او می مونه پاینده
پر نور خیلی زیبا چون خورشید تابنده
از سیما شمال نصب
داخل باغم مشغول کارم
روی موی مامانم یک گل می ذارم
بر روی دست بابام بوسه ی گل می آرم
از سیما شمال نصب

تو ای خدای دانا بشنو دعای ما را
چه با اشک وچه با آه توی مسجد یا هر جا
دعای ما کن روا به حق بی بی زهرا
ظهور کند آن آقا امام آخر ما
شفا بده به درد ها زیارت کعبه را
یا هر چه که تو دل هاست زیارت کربلا
از سیما شمال نصب
منظم و حرف گوش کن و یک بچه ی راستگو باشم
حالا دیگه بابای من به آسما ن ها رفته
خیال او از خوبی هام مطمئنم که تخته
از سیما شمال نصب

من در خیالم یک دنیا دارم
سرم رو روی پای مامان می ذارم
مادرِ مهربانم زنی زیباست
بعد از خدای دانا او بی همتاست
اما ، الان او رفته به آسمان ها
پیش فرشته هاو خدای دانا
دلم براش تنگ میشه اما صبورم
با خیال قشنگش باز هم پر شورم
از سیما شمال نصب
چه كسي اين چادرو دوخته برات فكر مي كنم ، اين چادره نمازه
نه سالگيت ، مباركه نازنين مانند گلها شده اي ، بر زمين
هيچ نامحرمي ، مويِ تو رو نبينه با اين كارت دختري هستي امين
سيما شمال نصب

بر هر لبي ، بشينه هر كسي ، مي پسنده
قشنگ مي شه صورتش هر كسي كه مي خنده
خوشحاليمون ، همه جا اونوقت مي شه، پاينده
خوشحاليِ بعضي ها فقط ، به نخي بنده
اگر ، كه پاره بشه از هر كسي مي رنجه
فهميدنِ رازِِ خوش درست مثلِ يه گنجه
بايد اونو پيدا كني تا بشوي برنده
سيما شمال نصب
