جدید ترین تعریف که از معلم شده است چنین است :

1- معلم کسی است که با یک یا چند شاگرد یا متعلم به رفتار تعاملی می پردازد و هدفش این است که در وجود متعلم تغییری ایجاد کند، این تغییر به هر نحوی که ایجاد می شود نزد معلم بمثابه یک تغییر هدفمند تعلیمی و تربیتی است.

2- معلم کسی است که به دلیل ارتباط نزدیک با شاگردان می تواند نیاز های آنهانرا تشخیص داده و بر اساس آن با تنظیم مطالب آموزشی به عنوان یک رهبرآموزشی در صنف، جریان یادگیری را رهبری میکند. او میتواند با جهت دادن به یادگیری شاگردان معلومات آنها را افزایش دهد و سر انجام آنها را به حد کمال برساند .

3- معلم کسی است که در فکر رشد و پرورش سالم شخصیت شاگردان خود و بر آورده سا ختن نیاز های روحی و روانی آنان باشد. و یا معلم کسی است که قبل از هر چیز خود را شاگرد می پندارد که تشنه یادگیری است و هر لحظه زندگی اش را در آموزش سپری میکند، بیش از اینکه خود را یک معلم تصور کند باید خود را یک شاگرد یا آموزنده ما دام العمر بپندارد.

در نتیجه میتوانیم بگوییم که معلم مهمترین عامل ایجاد کننده شرایط مطلوب یادگیری ویا د دهی است، که بعد از شاگرد دومین عُنصر مهم نظام آموزش و پرورش به شمارمیرود.

این معلم است که شرایط لازم یادگیری را بین شاگردان و محتوای درسی بوجود می آورد و کار آن غنی سازی همین مضمون است.

معلم از طریق ایجاد حلقه های عاطفی با شاگردان و درک درست تفاوتهای فردی و استعداد های آنها میتواند شاگردان را بسوی یک هدف مطلوب و معیین که همانا بلند بردن سویه علمی شاگردان است سوق میدهد. معلمی نه تنها شغل و پیشه نیست بلکه شوق،علاقه وعشق بوده که پیام آوران و رسولان الهی این منصب را دارا بوده اند و حتی پروردگار مهربان نیز مربی و معلم اولی بشریت بوده است.

از طرف دیگر آدم علیه سلام نخستین دانش آموز مکتب خلقت بود که با تعلیم الهی «اسمای» اشیاء را فرا گرفت و پس از آن فرشتگان به مقام آدم، سر تسلیم فرود آوردند و برمقام عظمت الهی و شخصیت انسانیت تواضع نمودند.معلم پیام آور هدایت، و رهنمای خوب و واحدانیت برای دست یابی به حقیقت و نسیمی صفا بخش در عرصه فکر و فرهنگ انسانی و فرزانه گی خواهد بود.

معلم امانت داری است که انسان امانت اوست. معلم است که انسان را از جهل و نادانی، از ظلمت و تاریکی به سوی دانایی و روشنایی هدایت می کند.

معلمی شغل شریف، انسان سازی و جامعه سازی است، که به عنوان سر پرست دوم شاگردان محسوب می شود و شاگردان میتوانند از او در زندگی رهنمایی گیرند و تقاضای های جامعه نیز با وجود معلم مرتفع خواهد گردید.

معلم الگوی شاگردان است آنچه که در شخصیت معلم جلوه می کند در وجود شاگردان نیز جلوه گر می شود.

در پروسه تدریس رفتار و کردار معلم برای شاگردان از اهمیت خاصی برخوردار است، اغلب برای شاگردان دوره ابتدایی، عمل و رفتار معلم برای شاگردانش معیارمناسبی است و بویژه برای ارزشیابی مطالب، گفته ها، وصایا و رهنمود های او. بنابر این معلم باید در رفتار و اعمالش آنقدر بزرگوار باشد که نمونه و الگوی شاگردش قرار گیرد.

معلم که منحیث پدر معنوی شاگردان در میدان رهبری فکری آنها گام برمیدارد و به عنوان معماران فردا یک کشور را می سازد و میتواند جامعه را از فساد، تباهی و گمراهی پاک و منزه سازد.

معلم چراغ هدایت، کشتی نجات، راهنمای خوبی ها، نیکی ها و هدایتگر و بیدار کننده است، سر نوشت جوامع بشری مرهون سعی و تلاش معلمان است.

معلم عامل موثر در نظام آموزش و پرورش است.

یکی از اساسی ترین عامل مؤثر در نظام آموزش و پرورش، معلم پنداشته میشود. اگر جریان آموزش و پرورش را به کاروانی، تشبیه کنیم، بدون شک معلم قافله سالار این کاروان است. اگر این قافله سالار تمام خم و پیچ ها و فراز و نشیب های مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه خواهد برد. پس اگر معلم از دانش علمی و مسلکی برخوردار نباشد، نه تنها اهداف تعلیم و تربیت تحقُق نمی یابد بلکه آموزش و پرورش ماهئیت خود را از دست میدهد. زیرا تربیت انسان نتیجه یک جریان متقابل و بالآخره حاصل عمل مربی و عکس العمل مربی است.

معلمان نقطۀ آغاز و اساس گذار هر تحول در نظام آموزش و پرورش اند. و قادر هستند با دانش و مهارتی که کسب نموده اند، چهرۀ سازمان و سیستم آموزشی یک کشور را دگرگون سازند و فضای مکاتب و آموزش را به فضای محبت، پیشرفت، ترقی، و لذت بخش مبدل کنند و با انتقال میراث فرهنگی به نسل نو خواسته و با استفاده از روشهای مناسب درسی و تربیتی، موجب رشد شخصیت اطفال و نو جوانان را فراهم سازند.

بدون تردید سعادت هر جامعه بستگی مستقیم به تلاش و همت معلمان آن جامعه دارد. معلم به عنوان مدرس و مربی می تواند نقش حساس و کلیدی در این رابطه داشته باشد تا نیروی انسانی کار آمد و خلاق یعنی نو آوری های سود بخش را در جامعه تربیت نماید. چنانچه تجربۀ کشور های پیشرفته جهان به اثبات رسانده اند که کیفیت هر نظام آموزشی وابسته به کیفیت معلمان آن میباشد. هر گاه از پیشرفت های چشمگیری که درساحۀ علم و تخنیک بوجود آمده است سخن بگوییم، نباید نقش معلم را جدا از این پیشرفت ها مطالعه نماییم، و بخاطر داشته باشیم که همه پیشرفت های جهان در همه ساحات مرهون زحمات خستگی ناپذیر معلمان آن جامعه میباشد.