خاطره اي از آموزش حرف (ش)
درس گوش شنوا رو با اشاره ى بخش كردن و موقع صدا كشي هر كدام از كلمه هاى كليد واژه بچه ها فقط صداي (ش) رو كشيده مي گفتن درس به اين ترتيب رو خوانى و تمام شد و موقع آموزش آخرين جزء كلمه يعني معرفي نشانه ى (ش) رسيد . معلم از بچه ها خواست صداي ( ش ) رو تا جايي كه نفس دارن بكشن ، بچه ها هم شروع به كشيدن نشانه (ش ) كردن و وقتي كه دو كف دست معلم بالا مي رفت موج صداى دانش آموزان هم زياد مي شد ، و وقتي دو كف دست معلم پايين مي آمد بر عكس صداي بچه ها آرام و آرام تر مي شد .
در اين موقع بچه ها از پنجره كلاس راننده ماشين پيكانى را ديدند كه ايستاد ، پياده شد و با دقت به يك يك چرخ هاي جلو و عقب ماشين تگاه كرد . بچه ها در حالي كه با تعجب به از پنجره كلاس به راننده نگاه مي كردند و مي خنديدند صداي (ش ) را مي كشيدند و درس جديد را مي آموختند آنها فهميدند كه صداي كشيده ى (ش) مي تواند شبيه صداي پنچر شدن چرخ هاى يك ماشين باشد.
