آوا شناسی ، و آموزش املای فارسی تا درس چشمه و چراگاه 

چوپان  در   چراگاه   ایستاده   بود .

او مراقب  قوچ  و  گوسفندان  بود.

وقتی که خسته و گرسنه شد.

چوپان  کنار درخت چناری نشست .

او در کنار درخت چنار ، قارچ  زیبایی دید که سایبان مورچه ها بود. 

او از کیف دستی خود یک   کلوچه بیرون  آورد .

مقداری کلوچه به مورچه ها داد و برای قوچ و گوسفندان نی زد .

گوسفندان به آواز  نی  گوش می دادند  .

و در چراگاه یونجه می خوردند .

و از آب خنک چشمه می نوشیدند.  

وقتی چوپان ساکت شد ، گوسفندان سیر بودند .

مورچه ها سیر بودند و در سایه قارچ  آرام به خواب  رفتند.