املا و روان خوانی تا درس ( ژ )
جشن بزرگ بهمن
ژاله و منیژه و بیژن خواهر و برادر هستند.
آن ها برای جشن پرچم نداشتند.
مادر بزرگ گفت ، خودتان یک پرچم درست کنید .
ژاله ، سه رنگ مقوا ، قیچی و چسب را به اتاق آوردم .
بیژن مقوای سبز ، سفید و قرمز را با قیچی برید.
منیژه هم سه قسمت مقوای رنگی را به ترتیب کنار هم چسباند.
و با کمک پدر بزرگ یک دسته ی چوبی به آن زدند .
پرچم آماده بود . ولی ...
بیژن گفت : من پرچم را فردا به مدرسه می برم .
ژاله گفت : پرچم مال من است ، من آن را به مدرسه می برم .
منیژه گفت : ما باید دو پرچم دیگر درست کنیم .
ولی آن ها فقط مقوای سفید داشتند .
پدر بزرگ گفت : باید فکر دیگری کنیم .
آن ها با ماژیک سبز و قرمز بالا و پایین مقواها را رنگ کردند .
پدر بزرگ برای آن ها هم دسته ی چوبی چسباند .
و روی آن ها الله نوشت و به هر کدام یک پرچم داد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 16:12 توسط سيما شمال نصب
|