آیا همه ی کلمات متضاد دارند ؟
متضاد کلمه ی معلم چیست ؟
هر زبان مجموعهای از کلمات (تکواژها1 و واژهها2) است. هر تکواژ دارای مجموعه های از ویژگیهای معنایی است که برای توصیف و شرح معنای آن تکواژ به کار میرود. مثلاً از طریق رابطه معنایی "ترادف" میتوان واژههای هم معنا را جدا کرد و گفت: "پدر" و "بابا" در یک معنی هستند و یا از طریق رابطۀ تضاد گفت "روز" و "شب" ضد هستند. برای توجیه اصطلاحات معنایی "تضاد" میتوان از این مشخصه استفاده کرد:
متضاد به دو واژهای گفته میشود که کلیۀ مشخصههای آنها بهجز یک مشخصه یکسان باشد یا فقط در یک مشخصه اختلاف داشته باشد (فالک، 1377: 355).
این مشخصۀ استثنایی باید بتواند یک پدیده را به دو وضعیت متمایز تقسیم کند. طبق این تعریف میتوان گفت "پیر" و "جوان" متضاد هستند؛ زیرا هر دو حاکی از سن افراد هستند و فقط در مقدار سن یکسانی ندارند. در این راستا واژههای "مرد" و "دختر" نمیتوانند ضد باشند، زیرا تفاوت آنها در بیش از یک مشخصه است.
واژههای متضاد حتماً باید در تمام ویژگیها مثل هم باشند، به جز یک ویژگی اصلی و هر دو کلمه در یک مقوله و گروه قرار گیرند و ویژگیهای مشابه به هم داشته باشند. مثلاً هیچ گاه نمیتوان گفت: "آسمان" ضد "خاک" است؛ زیرا تفاوت آسمان و خاک در بیشتر از یک مورد است و این دو کلمه در یک مقوله قرار نمیگیرند.
برخی نیز رابطة تضاد بین کلمات را این گونه معنی کردهاند: «دو کلمه را گویند که در "صورت" مختلف و در "معنی" ضد یکدیگر باشند: مثل خوبی و بدی» (قریب، 1350: 63). در این تعریف بر این امر تأکید شده است که دو کلمة متضاد حتماً باید در "صورت" و "ظاهر" مختلف باشند تا معنی ضدّیت را برساند. البته خلاف این امر نیز دیده شده است که کلمات حتی در ظاهر کاملاً شبیه هم هستند؛ امّا معنای ضدّیت خویش را حفظ کردهاند که از آن تحت عنوان "اضداد" یاد میشود (روایی، 1365: 19). مثل واژۀ "فراز" که هم به معنی "باز" است و هم "بسته". در لغت نامۀ "دهخدا" ذیل این کلمه چنین آمده است: «فراز آمدن، فراز شدن، فراز کردن، فراز گردیدن، فراز گشتن، در این معنی از اضداد است و به معنی بسته نیز می آید» (دهخدا ذیل کلمه). و نیز کلمات "خواجه" در زبان فارسی و "مولی" در زبان عربی که هم به معنی "سرور" و "آقا" است و هم "عبد" و "غلام".
باید اذعان کرد، براحتی نمیتوان واژههایی را یافت که از نظر ویژگیهای معنایی کاملاً با هم مطابقت داشته باشند. این امر مخصوصاً برای کسانی که در صدد آموزش زبان فارسی هستند و خود اهل این زبان نیستند، مشکلتر مینماید. مثلاً تعداد واژههای متضادی که کاملاً از نظر معنایی با هم یکسان باشند، مگر در یک مورد، بسیار کم است. به همین خاطر است که یافتن واژههای متضاد گاهی با دردسر و اختلاف نظر روبهرو میشود. این امر نه تنها در واژههای متضاد؛ بلکه در یافتن واژههای مترادف نیز صدق میکند. زیرا هم معنایی کامل بسیار نادر است. حتی واژههایی که معانی آنها بسیار نزدیک به هم است، در جنبههای ظریفی که عموماً منشأ کاربرد شناختی دارند، با هم متفاوتند. مثلاً اگر چه معانی گروه واژههایی چون: "زیاد، فراوان، بسیار" یکی است؛ امّا هر کدام از آنها در بردارندۀ معنایی است که دیگر واژگان از آن بیبهرهاند یعنی در همین گروه ترادفی بار معنایی "بسیار" بیشتر از "زیاد" و "فراوان" است. با مطالعه در محتوا و مشخصههای واژهها معلوم میشود، دو واژه هیچ گاه به طور دقیق هم معنا نیستند، زیرا ممکن است، بار محتوایی و معنایی آنها به مقدار کمی با هم تفاوت داشته باشند. "برخی معتقدند در هیچ زبانی کلمات مترادف وجود ندارد، زیرا اگر دو کلمه به ظاهر هم ردیف و یا نزدیک به هم باشند، از جهت مورد استعمال در عبارات فصیح و بلیغ با هم مترادف نخواهد بود" (احمدی، بی تا:53).
امکانات زبانی اجازه نمیدهد، دو واژه معنای واحدی را به طور کامل داشته باشند. فقط گاهی، واژهها در برخی همنشینیها روی زنجیرۀ گفتار میتوانند معنای واحدی بیابند. واژههای هممعنا تنها به طور ناقص میتوانند در برخی بافتهای ویژه با یکدیگر هممعنا شوند. تفاوتهای موجود میان واژههای هممعنا برخاسته است، از کاربردهای لهجهای سبکی (ادبی، غیرادبی و غیره) گونهای (گفتاری، نوشتاری، رسمی، غیر رسمی) در زمانی (غیر هم زمانی) بافتی (از نظر همنشینی با واژههای دیگر دارای توزیع جداگانه باشند) و بار عاطفی به سبب چنین مسایلی معنیشناسان معتقدند هممعنایی مطلق میان واژهها نیست» (مدرسی، 1387: 467).
"شاملو" در کتاب "نام و نشانهها" شرط جدیدی برای کلمات متضاد میآورد. او معتقد است: «شرط متضاد بودن دو کلمه آن است که هر دو از یک زبان باشند. مثلاً "بیاض" و "سیاه" را متضاد به حساب نیاورده یا "حیات" و "مرگ" را، اگر چه در معنی متفاوتند» (شاملو، 1385: 108). علی سلطانی در بحث تعریف تضاد، میگوید: «دو یا چند کلمه نسبت به هم در صورتی متضاد هستند که معانی ضد هم داشته باشند» (سلطانی، 1354: 80). او در بین چند کلمه نیز چنین رابطهای را برقرار میداند.